من صبورم اما
چقدر با همهء عاشقیم محزونم
و به یاد همهء خاطره های سرخ
مثل یک شبنم افتاده ؛ زغم مغمومم
من صبورم اما
بی دلبل از قفس کهنهء شب میترسم
بی دلیل از همهء تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ؛ از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما
آه.. این گران صبر نمی داند چیست
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:40  توسط مامانی وبابایی |
